در سرزمین نفت و نخل، جوانان تشنه کارند؛ مهاجرت اجباری یا ماندن در حسرت

کارون نیوز _ خوزستان، روزگاری نماد ثروت و آبادانی بود.نخلستان‌های سرسبز، چاه‌های نفت خروشان، صنایع عظیم پتروشیمی و فولاد، و زمین‌های حاصلخیز کشاورزی، این استان را به یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی ایران تبدیل کرده بود. اما امروز، در دل این همه سرمایه و ظرفیت، نسلی از جوانان تحصیل‌کرده و پرشور، در حسرت یک شغل […]

کارون نیوز _ خوزستان، روزگاری نماد ثروت و آبادانی بود.نخلستان‌های سرسبز، چاه‌های نفت خروشان، صنایع عظیم پتروشیمی و فولاد، و زمین‌های حاصلخیز کشاورزی، این استان را به یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی ایران تبدیل کرده بود. اما امروز، در دل این همه سرمایه و ظرفیت، نسلی از جوانان تحصیل‌کرده و پرشور، در حسرت یک شغل ساده روزگار می‌گذرانند. از اهواز و آبادان تا دزفول و اندیمشک و بسیاری از شهرهای دیگر، فریادِ «کار می‌خواهیم» به دردناک‌ترین نغمه این روزهای خوزستان بدل شده است.با وجودصنایع بزرگی همچون نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد و نیروگاه‌های برق در استان، و همچنین زمین‌های کشاورزی وسیع و ظرفیت‌های شاخصی چون کشت نیشکر،صنایع فرآوری خرما و شیلات، انتظار می‌رود که خوزستان نه تنها بیکار نداشته باشد، بلکه پذیرای نیروی کار از سایر استان‌ها نیز باشد.اما واقعیت تلخ، دقیقاً برعکس این تصویر است. بسیاری از جوانان خوزستانی، باوجودداشتن مدارک تحصیلی دانشگاهی، پس ازماه‌هاجستجوی بی‌نتیجه ناچار می‌شوند یا به مشاغل کاذب وغیرمرتبط با تخصص خودتن دهندیا راهی استان‌های دیگر شوند.این پدیده تلخ، «فرار مغزها از خوزستان» نام گرفته است؛ مهاجرتی اجباری که هر سال، ده‌ها خانواده را از هم می‌گسلد. سؤال اینجاست: چرا در سرزمین نفت، جوانان بیکارند؟ چرا صنایع بزرگ استان، به جای جذب نیروی بومی، از نیروهای غیربومی استفاده می‌کنند؟ چرا زمین‌های کشاورزی، با وجودظرفیت بالا و محصولاتی چون نیشکر، خرما و گندم، نتوانسته‌اند زنجیره ارزش را تکمیل کنند و اشتغال پایدار ایجاد نمایند؟

نخستین ومهم‌ترین دلیل،بی‌توجهی صنایع بزرگ به مسئولیت اجتماعی خود در قبال استان است. بسیاری از این صنایع، نه‌تنها سهم مشخصی برای جذب نیروهای بومی قائل نیستند، بلکه در عمل، نیروهای خود را از استان‌های دیگر تأمین می‌کنند و درمقابل،آلودگی‌هاوآسیب‌های زیست‌محیطی را برای مردم منطقه به یادگار می‌گذارند.دومین دلیل،نبود صنایع تبدیلی و تکمیلی درکنارزمین‌های کشاورزی است. خوزستان با تولید انبوه گندم، خرما، مرکبات،شیلات وبه‌ویژه نیشکر(که زمینه‌ساز صنایع جانبی متعددی مانند تولید شکر، کاغذ،خوراک دام و سوخت‌های زیستی است)،می‌تواند با ایجاد کارخانه‌های فرآوری، هزاران فرصت شغلی جدید ایجاد کند، اما این ظرفیت عظیم همچنان بلاتکلیف رها شده است. سومین عامل، بوروکراسی پیچیده و طولانی‌مدت درپرداخت تسهیلات اشتغال‌زایی است.بسیاری از طرح‌های مصوب جوانان،به دلیل فرآیندهای اداری طاقت‌فرسا و عدم همراهی بانک‌ها، هرگز به مرحله اجرا نمی‌رسند و سرمایه و انگیزه جوانان در همین مسیر هدر می‌رود. چهارمین ریشه بحران، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت و منسجم در سطح استان و شهرستان‌هاست؛ هر مدیری برنامه خود را دارد و این ناهماهنگی، مانع از شکل‌گیری یک نقشه راه واحد برای اشتغال پایدار شده است.

آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز است، همگرایی و وحدت رویه میان نمایندگان مجلس، استانداری، فرمانداری‌ها و مدیران ارشداستان است تابتوانندبایک عزم جمعی این بحران را ریشه‌کن کنند.راهکارهای عملی برای خروج ازاین بحران عبارتند از:نخست،الزام قانونی صنایع بزرگ به جذب نیروی بومی که دولت باید صنایع نفت، پتروشیمی، فولاد و نیروگاه‌ها راملزم کندحداقل سهم مشخصی ازنیروی کار خود راازمیان جوانان همان شهرستان تأمین کنند.دوم،ایجاد شهرک‌های صنایع تبدیلی درهر شهرستان به جای تمرکزتمام امکانات دراهواز،با تأکیدویژه برزنجیره ارزش نیشکرو محصولات کشاورزی.سوم، شفاف‌سازی کامل فرآیند پرداخت تسهیلات از طریق سامانه‌ای عمومی برای نظارت بر پرداخت وام‌ها.چهارم، تغییر رویکرد آموزش‌های مهارتی متناسب با نیاز واقعی بازار کار. پنجم، تشکیل شورای عالی اشتغال استان با حضور همه دستگاه‌های اجرایی که به صورت ماهانه عملکرد دستگاه‌ها را ارزیابی و گزارش آن را به عموم ارائه دهد.

خوزستان با همه ظرفیت‌هایش، امروز در چنگال بحران بیکاری گرفتار آمده است. جوانانی که میراث‌دار این سرزمین کهن هستند،سزاوارزندگی شرافتمندانه‌ای هستند که در آن، استعداد و تلاششان با فرصت شغلی مناسب پاسخ داده شود. تداوم وضعیت فعلی، نه فقط یک بحران اقتصادی، که خطری جدی برای انسجام اجتماعی و آینده استان است.امید که مسئولان،به‌جای شعارو وعده،به عمل و اجرابپردازندو نسل تشنه‌کارِخوزستان، پس ازسال‌ها انتظار،طعم شیرین اشتغال پایدار را بچشند.

🖋عبدالحمید گل‌افشان