شوشتر کهن؛ میراث در غبار، زیرساخت در حسرت، مردم در انتظار یک نگاه ملی

  کارون نیوز _ عبدالحمید گل افشان :  شوشتر، این شهر تاریخی با قدمتی چندین هزارساله، این روزها نه با آواز سازه‌های آبی‌اش،که باناله‌های فرسودگی زیرساخت‌ها بیدار می‌شود. مردمی که روزگاری با تمدن آب و خاک شناخته می‌شدند، اکنون درپیچ‌ وخم جاده‌های ناایمن و ترافیک گره‌ خورده شهری سرگردانند؛ جاده‌هایی که گاه به کارزاری مرگباربدل […]

 

کارون نیوز _ عبدالحمید گل افشان :  شوشتر، این شهر تاریخی با قدمتی چندین هزارساله، این روزها نه با آواز سازه‌های آبی‌اش،که باناله‌های فرسودگی زیرساخت‌ها بیدار می‌شود. مردمی که روزگاری با تمدن آب و خاک شناخته می‌شدند، اکنون درپیچ‌ وخم جاده‌های ناایمن و ترافیک گره‌ خورده شهری سرگردانند؛ جاده‌هایی که گاه به کارزاری مرگباربدل شده وهر چند روز یک بار خبری تازه ازجان‌باختن هموطنان برزبان‌ها جاری می‌کند.

 

در کنار این معضل، فاضلاب‌های روباز در مناطق حاشیه‌نشین بوی نا امیدی رادرکوچه‌پس‌کوچه‌ها پخش کرده و پرسشی بی‌پاسخ برلب‌هانشانده که چرا زیرساخت‌های آب و فاضلاب، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است؟ از سوی دیگر،فروشندگان سیار با تصرف پیاده‌روها و حتی بخشی از خیابان‌ها، و برخوردهای مقطعی و غیرکارشناسی مأموران، بیش ازپیش آزرده‌خاطر شده‌اند؛گویی نه برنامه‌ای برای ساماندهی آنان وجودداردو نه مکانی برای استقرارشان در نظر گرفته شده است.
خانه‌های مخروبه درشرف ریزش، زمین‌های رها شده با نخاله و زباله، چهره برخی محله‌ها را زشت کرده و شهرداری از اختیارات قانونی خود برای تذکر و برخورد با مالکان غافل مانده است.کمبود خیابان‌های جدید و عدم همکاری لازم، کوچه‌های دارای مجوزاحداث را در انتظاری طولانی رها ساخته است.

در حوزه میراث فرهنگی، سازه‌های آبی شوشتر،خانه مستوفی و عمارت کلاه‌فرنگی که نماد شکوه این سرزمین‌اند،نه در حد یک بازدید تشریفاتی، که نیازمند اعتبارات ملی و نگاه ویژه مسئولان هستند تا از غبار فراموشی نجات یابند.
درحوزه ورزش نبوداستخراستاندارد و گرانی بلیط، جوانان رابه سوی رودخانه‌های پرخطرکشانده وهرچندوقت یک بارخبرغرق شدن نوجوانی،دل مردم رابه درد می‌آورد.

درمرکز شهرنیزنبود سرویس‌های بهداشتی عمومی صاحبان اصناف و گردشگران را ناچار به استفاده از مساجد کرده است؛ موضوعی که شایسته این شهر با پیشینه درخشان نیست. امادردناک‌تر از همه، بی توجهی به مناطق کم‌برخوردار است. در شهرک علم‌الهدی،جاده صاحب‌الزمان، بلوارامیرکبیر ومناطق مسکن مهر، نه از آسفالت استانداردخبری هست،نه روشنایی کافی، نه فضای سبز و نه حتی کوچک‌ترین مبلمان شهری.قطع درختان کهنسال بدون تشکیل کمیسیون ماده ۷، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و تصرف پیاده‌روها،هر یک گوشه‌ای ازبی‌نظمی شهری راروایت می‌کند.
هنرمندان و ورزشکاران با استعدادهای درخشان امابدون امکانات اولیه،در حسرت یک سالن استاندارد و کارگاه هنری به سر می‌برندو دلهره سرقت کابل‌های برق و لوله‌های کولر، شب‌های بی‌قراری را برای اصناف رقم زده است.
و دراین میان، گلزارشهدای این شهر کهن، نماد ایثار و هویت جمعی، متأسفانه از ابتدایی‌ترین امکانات بی‌بهره مانده است.
نبودسرویس بهداشتی مناسب و فقدان سالن یا سایبان استاندارد برای اقامه نماز میت، باعث شده درروزهای سوزان تابستان با دمای ۵۰ درجه و روزهای سرد زمستان، پیکر مطهر متوفیان در فضای بازبرخاک گذاشته شود؛وضعیتی که نه تنها توهین به کرامت شهروندان، بلکه مصداق بارز بی‌توجهی به حقوق اولیه است. این گلایه متوجه مدیران شهری و به ویژه اداره اوقاف است که انتظار می‌رود بانگاه فرابخشی، هرچه سریع‌تر این نقیصه را مرتفع سازند. موازی با این معضل مدیریت شهری درساماندهی معابرنیز
باچالش جدی روبروست. استفاده بی‌ ضابطه از پیاده‌ رو های باریک و حتی عرض خیابان‌ها برای پارک موتورسیکلت، نه تنها چهره شهرراناخوشایندساخته،که تهدیدی برای ایمنی عابران و جریان ترافیک است؛ معضلی که ریشه دربی‌توجهی به برنامه‌ریزی شهری و نظارت مستمر دارد و پرسش‌های جدی را متوجه متولیان امر در شهرداری و نهادهای نظارتی می‌سازد.
شاید این پرسش که مدیران اجرایی و استانی تاکی به تمجیدهای لفظی از شوشتر بسنده می‌کنند،نه زیرساخت‌های آن؟‌تلنگری باشدبرای نگاهی دوباره به این شهرتاریخی.مدیران ارشداستان و شهرستان به عنوان متولیان اصلی، نمی‌توانند نسبت به این نارسایی‌های آشکار که هر روزه با چشم خود شاهد آن هستند،بی‌تفاوت باشندوجامعه چشم‌ انتظار اقدام عملی و فوری آنان در راستای برطرف کردن این معضلات دیرینه است.
نمی‌خواهیم بگوییم تلاش نمی‌شود، اما نتیجه تلاش‌ها درکجای این همه کمبود دیده می‌شود؟

بودجه‌های ملی برای شوشتر،آیا واقعاً به جایی رسیده که درد مردم را التیام بخشد؟
گویی شوشتر،با آن تمدن درخشان، امروز درمیان تریبون‌ها و تعریف‌های تکراری به حاشیه رانده شده است.
امیدکه این یادداشت،پاسخی باشدبه ندای خاموش سنگ‌ فرش‌های کهن و دل‌های منتظر مردمی که هنوز به آب و آیینه و فردایی بهتر باور دارند.