به نام خدا صادق یزدی : در بیابانی زیبا و سرسبز از این سرزمین، چوپانی به همراه پسرش مشغول چرای گوسفندان بود. او قدمزنان و آهسته در پی گله راه میرفت؛ گاه با پسرک همصحبت میشد، گاه نیهفتبندش را به صدا درمیآورد و گاه با فریادی بلند، گله را خبردار میکرد و مانع از پراکندگی […]
به نام خداوند بخشنده و مهربان صادق یزدی : بیش از هفتاد روز از تجمعات مردمی در خیابانهای میهن اسلامیمان میگذرد. به اتفاق خانواده برای شرکت در راهپیمایی خیابانی به سمت یکی از مساجد محله رفتیم. با شنیدن اولین شعارها، گاری چهارچرخی توجهام را جلب کرد که بلندگوهای متعدد و چراغی روشنایی بر تارک آن […]