قصه‌ی بازگشت داش علی ؛ از مدرسه تا چذابه، از خواب صادق تا آغوش وطن

کارون نیوز _ بیست‌ویکم بهمن‌ماه ، سالروز عروج ملکوتی دانش‌آموز رزمنده و شهید گران‌قدر، علی ایزدیان، معروف به «داش علی ». در چنین روزی از سال ۱۳۶۱، در عملیات والفجر مقدماتی و در تنگه‌ای  به نام چذابه، علی نوجوان ما با قلبی مالامال از ایمان و دستانی خالی از هر ادعا ، آسمانی شد. او […]

کارون نیوز _ بیست‌ویکم بهمن‌ماه ، سالروز عروج ملکوتی دانش‌آموز رزمنده و شهید گران‌قدر، علی ایزدیان، معروف به «داش علی ».

در چنین روزی از سال ۱۳۶۱، در عملیات والفجر مقدماتی و در تنگه‌ای  به نام چذابه، علی نوجوان ما با قلبی مالامال از ایمان و دستانی خالی از هر ادعا ، آسمانی شد. او رفت و سال‌ها نامش در زمره جاویدالاثرها جا ماند.

سی‌وهشت سال انتظار، سی‌وهشت سال اشتیاق و دلتنگی… تا اینکه سرانجام پیکر پاکش پس از سال‌ها گمنامی به آغوش شهر و دیار بازگشت و به‌وصیت خود، در جوار همرزم وفادارش، شهید حسن عزیزالهی، در گلزار شهدای کلگه مسجدسلیمان آرام گرفت.

علی تنها یک رزمنده نبود؛ او در میان جوانان مسجد صاحب‌الزمان کلگه، چهره‌ای آشنا و محبوب بود. ورزشکاری چابک، مداحی بااخلاص و هنرمندی توانا در نقاشی که تابلوهایش روح زندگی و مقاومت را ترسیم می‌کرد.

اما روایت بازگشت پیکرش، خود حکایتی شگفت و آکنده از الطاف غیبی است:

بر اساس نقلِ سرهنگ عشقی و با تأیید حجت الاسلام میر احمدرضا حاجتی، یکی از اعضای گروه تفحص در خوابی صادقانه، شهید ایزدیان را دید که خود را معرفی کرد و حتی برای جلوگیری از سرگردانی جمجمه‌ای گمنام، محل دقیق پیکر بی‌سر خویش را نشان داد. پس از سه شب پیگیری، پیکر مطهرش با کارت و پلاک، در خاکی که سال‌ها پیش در آن جان باخته بود، یافت شد و حلقهٔ انتظار را پس از نزدیک به چهار دهه بست.

 

امروز، در چهل‌وسومین سالگرد شهادتش، نام علی هنوز هم بوی مدرسه، بوی غیرت نوجوانی و ایستادگی می‌دهد. دانش‌آموزی که دفتر و کتاب را بر خاک نهاد تا از میهن و ناموس این سرزمین دفاع کند و بی‌صدا، در آسمان شهادت جاودانه شد.

یادش نه تنها در قاب عکس، که در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر، در حیاط‌های مدرسه‌ها و در دل مادران و پدرانی که فرزندان رزمنده‌شان را بدرقه کردند، جاری است.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.