معلمان در گرداب اسناد ؛ ارتقای رتبه یا عقب‌گرد منزلت

کارون نیوز _ حمید گل افشان : در کشوری که ریشه‌های رشد و تعالی آن در کلاس‌های درس معلمان ریشه دوانده، هرحرکت اداری و سیاست‌گذاری که بخواهد جایگاه این قشر فرهیخته را دستخوش چالش کند نه‌تنها ناعادلانه که دور از منطق توسعه است.  طرح رتبه‌بندی فرهنگیان با هدف بهبود معیشت و ارتقای شأن معلمان به […]

کارون نیوز _ حمید گل افشان : در کشوری که ریشه‌های رشد و تعالی آن در کلاس‌های درس معلمان ریشه دوانده، هرحرکت اداری و سیاست‌گذاری که بخواهد جایگاه این قشر فرهیخته را دستخوش چالش کند نه‌تنها ناعادلانه که دور از منطق توسعه است. 

طرح رتبه‌بندی فرهنگیان با هدف بهبود معیشت و ارتقای شأن معلمان به راه افتاداما اکنون درمیانه‌ی راه به مسابقه‌ای از بارگذاری مدارک و مستندات تبدیل شده که گویا«پرونده‌سازی» را بر «کیفیت‌سازی» ترجیح می‌دهد.

 

تلخ‌کاری به نام رتبه‌بندی

چند سالی است که واژه‌ی «رتبه‌بندی» بر زبان فرهنگیان نه‌چندان شیرین بلکه با طعمی از دغدغه و دل‌مشغولی جاری شده است. 

یک فرهنگی که باید تمام ذهن و روحش را صرف پرورش نسل فردا کند ناگزیر است ساعاتی طولانی را پشت میز کامپیوتر و با اینترنتِ گاه ضعیف مدارس صرف اسکن و آپلود ده‌ها مدرک کند؛

از گواهی‌های ضمن‌خدمت تا مقاله و پژوهش و تقدیرنامه. 

گویی شأن معلمی او نه با حضور در کلاس و تأثیر بر جان دانش‌آموزان، که با تعداد فایل‌های آپلودشده در یک سامانه سنجیده می‌شود.

 

هزینه‌هایی که بر دوش معلمان سنگینی می‌کند

برای بسیاری از معلمان به‌ویژه در مناطق محروم فرآیند رتبه‌بندی نه یک فرصت، که یک هزینه‌ی سنگین شده است. هزینه‌ی اینترنت پرسرعت، چاپ و اسکن صدها برگ مدرک، رفت‌وآمدهای اداری و حتی خرید خدمات کامپیوتری از بودجه‌ی محدود معلمی کسر می‌شود؛

آن هم برای دریافتی که در نهایت شاید به اندازه‌ی همان هزینه‌ها باشد. اینجاست که پرسش پیش می‌آید: آیا هدف حمایت از معیشت معلم است یا گرفتار کردن او در چرخه‌ای از هزینه‌های جدید؟

 

مقایسه‌ای که دردآور است 

در دیگر نهادها و ارگان‌های دولتی و حتی شرکت‌های بزرگ، افزایش حقوق و مزایا غالباً بر اساس سابقه خدمت و ارزیابی‌های دوره ها صورت می‌گیرد بدون آنکه کارمند مجبور شود انبوهی از مدارک را جمع‌آوری و بارگذاری کند. 

اما معلم گویا باید همزمان با تدریس پژوهشگر، نویسنده، مدیر پرونده و متخصص IT نیز باشد. 

این تبعیض در شیوه‌ی برخورد با قشری که مبنای توسعه است جای تأمل بسیار دارد.

 

آیا معلم باید پژوهشگر باشد؟

بحث برسر اهمیت پژوهش درنظام آموزشی نیست بلکه پرسش این است: 

آیا معلمی که تمام روز را در کلاس می‌گذراند، انرژی و فرصت کافی برای تولید مقاله و کتاب دارد؟ 

بسیاری از فرهنگیان برای تأمین معیشت خانواده ناگزیر به شغل دوم روی می‌آورند. چگونه می‌توان از آنان توقع تولید علمی مضاعف داشت؟ 

به قول یکی از صاحب‌نظران: «معلم باید پژوهش بخواند، نه لزوماً پژوهشگر باشد.»

 

اتلاف منابع مدارس و ادارات

این فرآیند تنها به معلمان محدود نمی‌شود بلکه بار اضافی بر دوش مدارس و ادارات آموزش‌وپرورش نیز می‌گذارد. 

مصرف بی‌رویه کاغذ، استفاده از امکانات مدرسه برای چاپ و اسکن و زمان زیادی که مدیران و معاونان صرف بررسی و تأیید مدارک می‌کنندهمگی از منابعی کسر می‌شود که می‌توانست صرف ارتقای کیفیت آموزش شود.

 

آیا در سایر کشورهای پیشرفته معلمان برای دریافت حقوق و مزایا باید چنین مسیر پرپیچ‌وخمی را طی کنند؟آیا واقعاً بارگذاری انبوه مدارک ضامن کیفیت کار معلم است؟چرابه جای سنجش براساس سال‌های خدمت پرثمرمعلمان را درگیر کاغذبازی‌های طاقت‌فرسا می‌کنیم؟

نمی‌توان باور کرد که دست‌اندرکاران نظام آموزشی آگاهانه بخواهند بار اضافی بر دوش معلمان بگذارند. شاید این فرآیند با نیت اصلاح وضعیت آغاز شده اما اکنون نیازمند بازنگری است. 

 

آیا بهتر نیست به جای انباشت پرونده‌ها، به تجربه‌ی سال‌های خدمت معلمان اعتماد کرد؟ 

فرهنگیان که سال‌ها در خط مقدم تعلیم و تربیت ایستاده‌اند شایسته‌ی احترامی بیشتر و رفتارهایی ساده‌تر هستند.

به باورنویسنده رتبه‌بندی اگر واقعاً برای تجلیل از معلمان است باید مسیرش هموار باشد نه پر از سنگلاخِ اداری.

اگر قرار است حقوقی اضافه شود چرا با این همه حاشیه؟ 

چرا معلم باید تا پای تحقیر پیش برود تا مستحقِ حقِ مسلم خود شناخته شود؟ وقت آن است که به جای سامانه‌ها و پرونده‌ها، بار دیگر به کلاس‌های درس و چهره‌های مصمم معلمان نگاه کنیم.

آنجا بی‌هیچ مدرک آپلودشده تاریخِ تربیت یک کشور نوشته می‌شود.