روایتی از ایثار و شهادت؛ به یاد شهید غلامرضا محمدی

کارون نیوز _ صادق یزدی :  شهید غلامرضا محمدی، فرزند حسن، در سال ۱۳۴۶ در شهرستان مسجدسلیمان چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی خود را در محله کلگه، پشت اداره دارایی سابق، سپری کرد. به واسطه همجواری با مسجد صاحب‌الزمان (عج)، به این مکان مقدس رفت‌وآمد داشت و از همین رهگذر به عضویت […]

کارون نیوز _ صادق یزدی :  شهید غلامرضا محمدی، فرزند حسن، در سال ۱۳۴۶ در شهرستان مسجدسلیمان چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی خود را در محله کلگه، پشت اداره دارایی سابق، سپری کرد. به واسطه همجواری با مسجد صاحب‌الزمان (عج)، به این مکان مقدس رفت‌وآمد داشت و از همین رهگذر به عضویت پایگاه مقاومت مسجد درآمد. غلامرضا در کنار حضور در نماز جماعت، مراسم‌های مذهبی و ادعیه، مسئولیت پاسداری و حفاظت از مردم و محل را نیز بر عهده داشت و همواره به عنوان انسانی خوش‌قلب، مهربان و مردمی در میان اهالی محل شناخته می‌شد.

یکی از شب‌های سرد و سخت زمستان، در بیست‌وپنجم بهمن‌ماه ۱۳۶۲، شهر مسجدسلیمان بار دیگر هدف حمله موشکی دشمن قرار گرفت. در ساعت یک بامداد، صدای مهیبی شهر را لرزاند. موشک‌های اسکاد بی برای چندمین بار قلب شهر را نشانه گرفتند و خانه‌های بسیاری را ویران کردند. با شنیدن صدای انفجار، جوانان مسجد و پایگاه مقاومت بی‌درنگ خود را جمع و جور کرده و به پایگاه رسیدند. در نشستی اضطراری، تقسیم وظایف انجام شد؛ گروهی برای کمک به مصدومان و مشارکت در آواربرداری راهی محل اصابت موشک شدند و گروهی دیگر برای یاری رساندن به کادر درمان، به بیمارستان‌های شرکت نفت و ۲۲ بهمن اعزام شدند.

 

شهید غلامرضا محمدی به همراه یار دیرین خود، علی ییلاقی (برادر شهیدان فتح‌الله و حمدالله ییلاقی)، به سمت منطقه آسیب‌دیده در محله «پشت برج» حرکت کردند. در میانه راه، در فاصله بین بازار شوشتری‌ها و پشت دبیرستان ۱۷ شهریور، ناگهان فریادهای کمک‌خواهی توجهشان را جلب کرد. زنی با اضطراب فریاد می‌زد: «خانه همسایه آتش گرفته است! کمک!»

غلامرضا بی‌درنگ و با اراده‌ای پولادین برای نجات، به درون حیاط خانه‌ای پرید. حیاط مذکور در واقع سقف خانه دیگری بود که با تیرهای چوبی پوشانده شده بود. در اثر آتش‌سوزی، تیرها به شدت آسیب دیده و سوخته بودند. با پرش غلامرضا به درون حیاط، ناگهان سقف فروریخت و او در میان شعله‌های آتش اسیر شد. با تلاشی وصف‌ناپذیر و به سختی خود را از پنجره‌ای به سمت دره پشت خانه پرت کرد. علی ییلاقی که مبهوت و مات، شاهد این صحنه‌های سریع و پی‌درپی بود، فریاد زد و از مردم کمک خواست. با حضور اهالی و امدادگران، پیکر رنجور و از کار افتاده این بسیجی ایثارگر از آن مکان خارج و به بیمارستان شرکت نفت منتقل شد.

شدت سوختگی‌ها بسیار زیاد بود. پس از اقدامات اولیه، تصمیم به انتقال وی به بیمارستان سوانح و سوختگی طالقانی اهواز گرفته شد. غلامرضا حدود یازده روز در آنجا بستری بود و تحت درمان قرار داشت. در تمام این مدت، مادر مهربانش لحظه‌ای او را تنها نگذاشت و شبانه‌روز در کنارش به دعا و مراقبت پرداخت. اما شدت جراحات آن‌چنان عمیق بود که کاری از دست کسی برنمی‌آمد و همه تلاش کادر درمان مؤثر واقع نشد و انگار خواست خداوند چیز دیگری بود، سرانجام در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۶۲، این ایثارگر ازخودگذشته به خیل یاران شهیدش پیوست.

مادر که دلبستگی عمیقی به فرزند داشت، از همان شب حادثه تا آخرین لحظه در کنارش ماند و ذره‌ذره آب شدن پیکر غلام را به چشم دید. برای مادری که روزگاری بالیدن فرزندش را نظاره کرده بود، تماشای پر کشیدن فرزند، سخت‌ترین و دلهره‌آورترین لحظات عمر شده بود.

پیکر پاک شهید به مسجدسلیمان بازگردانده شد و از مسجد صاحب‌الزمان (عج) تا قطعه شهدای کلگه، بر روی دستان خانواده، دوستان و هم‌پایگاهی‌اش تشییع و در جوار شهیدان داریوش محمدی و بهرام پلنگی زاده به خاک سپرده شد.

در ابتدا، بنیاد شهید شهرستان به دلیل فاصله داشتن محل حادثه از منطقه اصابت موشک، در صدور حکم شهادت تعلل کرد و پرونده برای بررسی به تهران ارسال شد. به همین دلیل، تمامی مراسم عزاداری این شهید توسط خانواده و دوستانش در پایگاه حمزه برگزار گردید. اما پس از بررسی‌های کارشناسی، مشخص شد که در پی قطع و وصل مجدد برق و گاز پس از بمباران، گاز در محوطه رها شده و با جرقه ایجاد شده، منجر به آتش‌سوزی منزل همسایه گردید. با ارائه این گزارش از سوی مسئولان ذی‌ربط و پایگاه مقاومت حمزه، سرانجام پرونده شهید در بنیاد مرکزی تهران نهایی و نام او در زمره شهدای موشکی آن شب ثبت شد.

 

خانواده شهید محمدی متشکل که یک دختر بزرگ‌تر و یک پسر کوچک‌تر نیز داشتند، تحمل این مصیبت برایشان بسیار گران و طاقت‌فرسا آمد. اکنون پیکر مطهر این شهید امدادگر در گلزار شماره یک شهدای کلگه، زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادآور می‌شود که در حمله موشکی ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۶۲، ده‌ها تن از همشهریان عزیز به شهادت رسیدند که از جمله فجیع‌ترین آنها، شهادت ۱۴ تن از اعضای یک خانواده بو که پیکر این عزیزان نیز در قبرستان فتح‌الفتوح کلگه، زیارتگاه عاشقان بسیاری می باشد.اسامی شهدای گرانقدر آن خانواده با ذکر نسبت‌های خانوادگی به شرح زیر است:

 

خانواده مرحوم یوسف مهمدی (میزبان):

 

· شهید یوسف مهمدی (پدر خانواده)

· شهید بیگم چشم‌روشن (همسر یوسف)

· شهید حلیمه جمال‌زاده (مادر یوسف)

· شهید مریم مهمدی (دختر یوسف)

· شهید داریوش مهمدی (فرزند یوسف)

· شهید محمدعلی مهمدی (فرزند یوسف)

· شهید کوروش مهمدی (فرزند یوسف)

بستگان حاضر در منزل:

· شهید سلطان‌مراد مهمدی (برادر یوسف)

· شهید سیما جمال‌زاده (دختر برادر یوسف)

· شهید خونیار علی‌پور ( همسر شهید سیما جمالزاده)

· شهید سحر علی‌پور (فرزند خونیار)

· شهید ابراهیم علی‌پور (فرزند خونیار)

· شهید محبوبه علی‌پور (فرزند خونیار)

· شهید قنبر قلی‌پور (عموی خونیار)

همگی این عزیزان در شامگاه ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۶۲ در منزل شهید یوسف مهمدی گرد هم آمده بودند و در اثر اصابت موشک به منزل ایشان، به شهادت رسیدند .