شهید سید ولی الله صالحی ؛ بیسیم چی دلاور گردان سلمان مسجدسلیمان/ به روایت صادق یزدی و سید مهدی صالحی

نام شهید: سید ولی الله صالحی فرزند: ابراهیم تاریخ تولد ۱۳۴۴ محل شهادت : تپه های ریشن عراق تاریخ شهادت: سوم فروردین ۱۳۶۷

 

نام شهید: سید ولی الله صالحی

فرزند: ابراهیم

تاریخ تولد ۱۳۴۴

محل شهادت : تپه های ریشن عراق

تاریخ شهادت: سوم فروردین ۱۳۶۷

 

سید ولی الله ، همان جوان خوشرو و خندان جبهه‌ها ؛ همان بمب خنده رزمندگان گردان سلمان ؛ همان بی سیم چی دلاور و رسیدی که مدت زیادی از عمر خود را در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل گذراند.

 

شهید سید ولی الله صالحی متولد روستای جهانگیری از توابع بخش هفت شهیدان شهرستان مسجدسلیمان است ؛ مدتی از  دوران کودکی اش در روستای جهانگیری سپری شد ؛ پس از آن به مسجد سلیمان مهاجرت کرده و در محله شهید اسفندیار موسوی (سرکوره ها) ساکن شدند تا سید ولی الله در دبستان سینا منطقه چشمه علی درس بخواند .

دوران راهنمایی (متوسطه اول ) را در مدرسه رازی مشغول به تحصیل می شود که این ایام مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی می شود .

همزمان با همین ایام ، حضرت امام (ره) فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر می کند و با تشکیل پایگاه های مقاومت مساجد ، شهید صالحی به عضویت پایگاه قدس مسجد سرکوره ها در می آید .

بچه های مساجد شهر با یکدیگر نشست‌های مذهبی داشتند ، همین نشست ها مبنای آشنایی بنده با ایشان شد .

سید ؛ فعال، متبسم ، خندان و پر تلاش بود ؛ چهره نورانی با آن موهای بور و حنایی بر جذابیتش می افزود

 

اکثر اوقات همراه شهید محمدرضا موسوی، شهید اسفندیار صالح پور، شهید مهرداد گله داری و مداح اهل بیت ، داریوش ملکی و جانباز سلطانعلی اورک با هم رفت و آمد داشتیم و در شهر و محل زندگی یا مساجد محله های مان با یکدیگر در تعامل بودیم

وی با شروع جنگ تحمیلی آموزش های نظامی را فرا گرفت و بارها به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید.

 

“سید مهدی صالحی برادر زاده گرامی این شهید عزیز نقل می کند : شهید صالحی ، برای اولین بار سال ۱۳۶۰ عازم جبهه شد و پس از آن چندین نوبت به جبهه ها اعزام گردید.

“در عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خونین شهر شد، شرکت داشت ؛ طولی نکشید در بهمن ۱۳۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی از خود رشادت‌ها بر جای گذاشت ؛ در عملیات والفجر مقدماتی ، دشمن تا دندان مسلح از ادوات و موانع زیادی استفاده کرده بود ، تک ها و پاتک های زیادی برای جلوگیری از نفوذ بچه ها و یا بازپس گیری مواضع آزاد شده به کار برده بود ؛ تعدادی از رزمندگان اسلام به شهادت رسیده و یا جانباز گردیدند ؛ تعدادی نیز به محاصره دشمن در می آیند که شهید ولی الله صالحی پس از یک هفته محاصره، توانسته بود با عبور از حلقه محاصره، تعدادی از رزمندگان اسلام را نیز نجات دهد که یکی از حوادث مهم دوران زندگی ایشان به شمار می آید.”

 

پس از آن در مرداد ۱۳۶۲ در منطقه عمومی مهران در عملیات والفجر ۳ شرکت می کند که در این عملیات بر اثر انفجار و ترکش خمپاره از چند ناحیه مجروح شده و به بیمارستان بهارلو تهران منتقل می شود و پس از چند روز بستری به آغوش خانواده باز می گردد .

ولی الله بسیار خوش قلب و رئوف بود ؛ در مراسمات مختلف مذهبی ایشان را زیارت می کردیم ؛ مرداد و شهریور ۱۳۶۴ در گروهان فجر و در منطقه کردستان و همچنین زمستان ۱۳۶۵ در عملیات‌های کربلای ۴ و ۵ در گردان سلمان خدمت ایشان بودم ؛ ابتدا به عنوان بی سیم چی گروهان فجر و پس از آن در عملیات کربلای ۴ و ۵ در کنار همت صالحی مخابرات گردان را عهده دار شد .

سید ولی الله در مداحی و نوحه خوانی هم دستی بر آتش داشت و با همکاری سایر رزمندگان گرما بخش مجالس و محافل مذهبی گردان در مناسبت های مختلف علی الخصوص دعای توسل و کمیل ، بود ؛ گاهی هم پس از صبحگاه ذکر مصیبت شهادت برخی رزمندگان حاضر را پیشاپیش و در حضور خودشان اجرا می کرد ، جوری که انتهای این مداحی ها با شوخی های ولی الله خاتمه می یافت و رزمندگان با لبی خندان روانه چادرها و صرف صبحانه می شدند

سید مهدی صالحی برادر زاده شهید در ادامه این چنین نقل می کند : «شهید صالحی در عملیات نصر ۴ که ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ در منطقه اقلیم کردستان عراق (ماووت) انجام شد نیز حضور داشت و در این عملیات مجددا مجروح می شود که پس از بهبودی همراه با گردان سلمان در تپه های ریشن مستقر می شوند »

 

تپه های ریشن همان موانع طبیعی که با رشادت ها و دلاور مردی های رزمندگان اسلام در عمق خاک دشمن در عملیات والفجر ۱۰ فتح شد و رزمندگان مسجد سلیمانی با جان و دل برای حفاظت از آن جان فشانی کردند و با این کارشان به دنیا نشان می دهند که دفاع از وطن ، دین و اسلام؛ سرما و گرما و حد و مرز نمی شناسد ؛ آنان که در سرما و برف و بوران منطقه، پرتوان و مقاوم ایستادند و جانفشانی کردند تا دشمن متجاوز را تا پشت مرزهای خودش عقب برانند .

در نهایت سوم فروردین ۱۳۶۷ ؛  شهید سید  ولی الله صالحی و ۱۵ تن شریف از رزمندگان گردان سلمان پس از رشادت های بسیار  به شهادت رسیدند تا دشمن متجاوز را زمین گیر کنند و آرزوی باز پس گیری تپه های ریشن را بر دلش گذاشته  و رو سیاهش کنند

 

“سید مهدی برادر زاده شهید ایام شهادت سید ولی الله را این گونه نقل می کند : شهادت سید ولی الله مصادف با همان شبی می شود که خانواده بنا داشتن تا سید را بر سفره عقد بنشانند اما مقدر چیز دیگری بود و خبرها حاکی از آسمانی شدن سید بود”

 

پیکر مطهر شهید صالحی پس از تشییع با شکوهی در قطعه شهدای المهدی چهار بیشه شهرستان مسجدسلیمان جاودانه می گردد

شهید سید ولی الله صالحی

شهید ولی الله صالحی در قسمتی از وصیت نامه خود چنین آورده است:

دل به این دنیا نبندید دنیا جای ماندن نیست گذر گاهی است که تمام موجودات از آن عبور می کند ولی هر انسانی برای عبور از گذرگاه احتیاج به توشه دارد پس ماهم برای عبور از این گذر گاه احتیاج به توشه داریم . همیشه به اهل بیت توسل کنید، دعا بخوانید زیرا دعا ست که قلب را نورانی می کند زیرا اهل بیت سفینه نجات هستند در این زمان نسبت به امام مهربان باشید و در خط امام باشید

و در بخش دیگری نوشته است :

با امام خمینی میثاق بسته ام که تا آخرین قطره خونم برای اسلام بجنگم و به این عهد وفا می کنم حتی اگر چندین بار مرا بکشند و دوباره زنده کنند من عهد شکن نیستم پس خداوندا بدنم را با تیر پاره پاره گردان تا دشمنان اسلام بفهمند اگر چه روح مرا از جسم من بیرون کردند ولی نتوانستند اعتقاد و ایمان و دین مرا از من بگیرند