شهید شاپور عباسی ؛ خندان در میدان نبرد ، استوار در صف شهدا / به روایت صادق یزدی

زندگینامه و خاطره‌ای از شهید شاپور عباسی شناسنامه شهید: · نام: شاپور عباسی · نام پدر: حفیظ‌الله · تاریخ تولد: ۱۳۴۲ · محل تولد: مسجدسلیمان، محله نفتک · تاریخ شهادت: ۸ آذرماه ۱۳۶۰

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 

کارون نیوز _ صادق یزدی : شهید شاپور عباسی در سال ۱۳۴۲ در شهرستان مسجدسلیمان و در محله «نفتک» دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در همان محله گذراند و در نوجوانی و جوانی، همراه خانواده به محله مجاور مسجد جامع نمره یک نقل مکان کرد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان «حافظ»، دوره راهنمایی را در مدرسه «انقلاب» (دبیرستان آریای سابق) و متوسطه را در دبیرستان «۱۷ شهریور» به پایان رساند.

 

شاپور، جوانی رشید، خوش‌اندام و آراسته بود که همواره با ظاهری منظم و لباس نظامی دیده می‌شد. رفتاری جدی و گام‌هایی استوار داشت.

 

 رحیم قربانی، از همرزمانش، خاطره‌ای از آن روزها تعریف می‌کند: «در ابتدای پیروزی انقلاب، من و شاپور به همراه دوستانی چون روان‌بخش طلایی، حسن شجاعی، فردین شیرعلی‌زاده، برادران بهداروند، شهید ابراهیم بابادی، شهید شاپور حسین‌زاده، مرحوم علی‌داد صادقی و چند تن دیگر، در ستاد حزب‌الله فعال بودیم. مقر این ستاد، روبروی درمانگاه کنونی سپاه قرار داشت و فعالیت‌های فرهنگی، عقیدتی و ایدئولوژیک در آن انجام می‌شد. با توجه به علاقه شدید شاپور و شهید ابراهیم بابادی به ورزش رزمی کونگ‌فو، در همین ستاد برای جوانان و نیروهای مردمی کلاس دفاع شخصی تشکیل دادیم که استقبال چشمگیری شد.»

 

شهید عباسی بلافاصله پس از تشکیل «کمیته‌های انقلاب اسلامی» به این نهاد پیوست و با تأسیس سپاه پاسداران در سال ۱۳۵۸، از نخستین افرادی بود که به عضویت سپاه درآمد.

 

در مهرماه ۱۳۵۹ و هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی، دوره‌های فشرده آموزش نظامی و عقیدتی با همکاری سپاه پاسداران و امام جمعه شهر، حاج‌آقا سیدعبدالحسن ربانی، برای حدود ۳۰۰ نفر از نیروهای مردمی ترتیب داده شد. این دوره‌ها در مدرسه راهنمایی انقلاب واقع در نمره چهل برگزار می‌گردید و مربیان آن از سپاه، هنرستان فنی ارتش و پادگان شهید فرخ‌نیا (تانک‌سازی مسجدسلیمان) بودند. در کنار آموزش‌های نظامی مانند تاکتیک‌های رزم و کار با سلاح، کلاس‌های قرآن، اخلاق و عقاید نیز توسط روحانیون تدریس می‌شد.

سوسنگرد ۱۳۶۰ / شهدا در تصویر ؛ شهید ابوالمحمد محمودی ، شهید زمان محمودی ، شهید شاپور عباسی ، شهید صیدمراد اشرفی

 

شهید عباسی که خود از مربیان زبده و برجسته آموزش‌های نظامی در «مدرسه خارجی‌ها» بود، در این دوره‌ها نیز به آموزش نیروها می‌پرداخت. هر صبح، آراسته و مصمم، با پوتین و لباس فرمی که بر هیکل خوش‌اندامش برازندگی خاصی داشت، حاضر می‌شد. او با نظم و انضباطی مثال‌زدنی، صبحگاه را اداره می‌کرد و نیروها را از محل «واحد فرهنگی سپاه» (معروف به میعاد وحدت) تا محله‌های کلگه، پشت برج و گاه میدان نمره یک، برای دویدن و تمرینات نظامی در ستون‌های منظم هدایت می‌کرد. پس از این تمرینات صبحگاهی، نرمش در حیاط مدرسه انقلاب انجام می‌گرفت و کلاس‌ها سر ساعت ۸ آغاز می‌شد.

 

شاپور فردی متدیّن، خوش‌چهره، مهربان و خندان بود، اما در عین حال در اجرای برنامه‌های نظامی، جدیتی کم‌نظیر داشت. او نیروها را به  ستون سه و با آرایشی خاص در شهر به حرکت درمی‌آورد. هنوز هم فریادهای انرژی‌بخش «یک… دو… سه…» و صدای بلندش در تکبیرگفتن‌ها، در خاطر همرزمانش طنین‌انداز است.

 

شاپور در خانواده‌ای متدیّن و مذهبی پرورش یافته بود. پدرش، مرحوم حاج حفیظ‌الله عباسی، از معتمدین و نمازگزاران سرشناس مسجد جامع نمره یک بود که مدتی مسئولیت شورای مساجد شهرستان و نیز دفتر امام جمعه را بر عهده داشت. او در مغازه خود به کار صحافی کتاب، به ویژه قرآن و کتب ادعیه، اشتغال داشت. دو برادر شاپور، شاهرخ و بابک، نیز از رزمندگان فعال بودند که همواره برای دفاع از میهن آماده می‌ایستادند.

 

اخلاق نیکو و مردم‌دوستی شهید عباسی زبان‌زد همگان بود. او با آغاز جنگ، چندین بار به جبهه‌های نبرد اعزام شد و در عملیات‌های مختلفی حضور یافت تا اینکه در تاریخ ۸ آذرماه ۱۳۶۰ ، در عملیات «طریق‌القدس» به جمع همرزمان شهیدش پیوست.

 

 آرش یزدی، از دیگر همرزمانش، خاطره‌ای از آخرین اعزامشان تعریف می‌کند: «شهید عباسی در طول مأموریت، همیشه خندان، سرحال و خوش‌برخورد بود و با رفتارش به ما روحیه می‌داد. وقتی ما ۱۷ نفر از مسجدسلیمان عازم جبهه بودیم، در راه برای اینکه غم دوری از خانواده را از دل بچه‌ها بیرون کند، در یک استراحتگاه بین راهی درخواست توقف کرد و با هزینه خودش برای همه دوغ خرید و با شوخی و خنده، فضایی شاد ایجاد کرد.»

 

آرش یزدی و رحیم قربانی از اعزام پاییز ۱۳۶۰ در «گردان حسین علم‌الهدی» یاد می‌کنند. فرماندهی این گردان بر عهده سردار شهید «زمان محمودی» بود و افرادی مانند علی‌محمد انصاری (جانشین گردان)، صیدمراد اشرف‌پور (معاون گردان)، عبدالعلی شجاعی و الله‌رحم امامی (فرماندهان گروهان) در آن خدمت می‌کردند. رزمندگان دلاوری همچون شهید رحیم رضایی، بابک عباسی، آرش یزدی، رحیم قربانی، سعید ایزدیان، موسی موسوی، بابا لطفی، سعید بهزادی، حمید احمدی، حمید شهنی، حسن علی‌پور، شهید محمدعلی عشیری، روان‌بخش طلایی، شهید رمضان محمدی ، مرحوم جانباز سید حمداله سید کرمی ، عطا شیخ میری ، مرحوم ضیا غفاری ، مرحوم جانباز بهرام کیانی
مرحوم جانباز سید کرم سالمی
مرحوم محمد حاجی پور
ستار اشرفی (آزاده و جانباز) و … حضور داشتند .

برخی هم رزمان نیز به  نیروهای اعزامی گروهانی به اسم امام محمد باقر (ع)  در این گردان اشاره داشتند.

سوسنگرد خیابان فرمانداری
نیروهای گردان مسجدسلیمان قبل از عملیات طریق القدس

 

عملیات طریق‌القدس در منطقه «دهلاویه» و «رمله» شامل چندین روستا و بیابان‌های اطراف آن انجام شد. نخستین نقطه‌ای که رزمندگان مسجدسلیمان در آن به خط دشمن زدند و آزاد کردند، روستای «مگاصیص» در امتداد محور دهلاویه بود. هم‌زمان، گروهی دیگر از نیروهای مسجدسلیمان برای آزادسازی «پل سابله» ( نقطه تلاقی مهم رود سابله با جاده سوسنگرد و شهر بستان ) به نیروهای دشمن یورش بردند.

 

یکی از همرزمان شهید عباسی روایت می‌کند: «آن شب، هوا سرد و بارانی بود. شاپور یک ساعت قبل از آغاز عملیات، با آب سرد غسل کرد و خود را برای شهادت آماده نمود. در طول نبرد، او با شهامت هرچه تمام، زیر آتش سنگین دشمن بعثی، از جا بلند می‌شد و با فریاد «الله‌اکبر» به سوی دشمن شلیک می‌کرد. در نیمه‌های شب، شاپور مجروح شد و به فیض عظمای شهادت نایل آمد. پیکر مطهرش تا صبح، زیر باران و در کنار کانال، همچون شعله‌ای فروزان، راهنمای دیگر رزمندگان بود.»

 

رحیم قربانی نیز صحنه‌های نفس‌گیری از نبرد را به یاد می‌آورد: «پس از عبور از موانع دشمن، به خاکریز اصلی آنها رسیدیم. در پای خاکریز، زیر آتش شدید تانک‌ها و مسلسل‌های دشمن (دوشکا) گیر کردیم و تلفات دادیم. حسن شجاعی و چند تن از بچه‌ها به شهادت رسیدند. با فرمانده گردان، سردار زمان محمودی، تماس گرفتیم. او پرسید: مگر شکارچی تانک (لقبی که به برخی از ما داده بود) با شما نیست؟ سپس دستور داد به یک خودروی فرماندهی دشمن که دو آنتن بی‌سیم داشت، حمله کنیم. با شنیدن این فرمان، عبدالحسین جهانی با شجاعتی وصف‌ناشدنی از خاکریز بالا رفت و با انداختن نارنجک به داخل چند تانک دشمن، آن‌ها را خنثی کرد. دیگر بچه‌ها نیز خودروی فرماندهی را با آرپی‌جی هدف قرار دادند. با این اقدامات شجاعانه، سیستم فرماندهی دشمن درهم شکست و خطوط آنان گسسته شد. پس از عبور از خاکریز، جنگ تن‌به‌تن آغاز شد. آرپی‌جی‌زن‌ها به جان تانک‌های دشمن افتادند و تک‌تیراندازان با دقت هرچه تمامتر ( با توجه به کمبود مهمات ) به دشمن ضربه می‌زدند.»

 

در آن لحظات حساس و نفس‌گیر، صحنه‌هایی از ایثار، شجاعت و ازخودگذشتگی خلق می‌شد که شکوه و عظمت رزمندگان خدا را به تصویر می‌کشید. گویی فریاد «تبارک الله احسن الخالقین» در آن فضای معنوی طنین‌انداز بود. عشق، صداقت و وفاداری در چهره‌های آنان هویدا و هزاران دعا و نماز شب، در فضای مناطق عملیاتی، حال و هوایی ملکوتی آفریده بود. باد پاییزی، شکوفه‌های معطر شهدا را با خود می‌برد و آرام بر پیکر پاکشان دست نوازش می‌کشید. زمین، دیگر غریبه نبود؛ هر سو، دوست و همرزمی آرمیده بود. پیکر شهدا همچون دُرّی گران‌بها بر زمین می‌درخشید و باران رحمت الهی، چونان قطرات اشک مادری مهربان، بر طراوت و پاکی‌شان می‌افزود.

دهلاویه ۱۳۶۰ / شهید شاپور عباسی و شهید صید مراد اشرفی

 پیکر پاک شهید شاپور عباسی، پس از تشییعی باشکوه در مسجدسلیمان، در آرامگاه ابدی‌اش، در نزدیکی قطعه شهدای چهاربیشه این شهرستان، جاودانه شد.

 

عملیات طریق‌القدس با وحدتی مثال‌زدنی بین سپاه، ارتش، نیروهای جهادی، چریک‌های شهید چمران و فداییان اسلام و با رمز «یا حسین (ع)» به انجام رسید. اهداف این عملیات بزرگ، شامل وارد آوردن ضربه‌ای سنگین به قوای دشمن، آزادسازی شهر بستان، بازپس‌گیری بیش از ۳۰۰ کیلومترمربع از دشت آزادگان و آزادی بیش از پنجاه روستا، با موفقیت محقق گردید. رزمندگان اسلام تا مرزهای بین‌المللی پیشروی کردند و در «تنگه چذابه» مستقر شدند. با توجه به عظمت، اهداف تحقق‌یافته و وحدت کم نظیر در این عملیات، حضرت امام خمینی (ره) آن را «فتح الفتوح» نامیدند.

 

در این عملیات، حدود سی تن از رزمندگان اعزامی از مسجدسلیمان به فیض شهادت نایل آمدند : 

· سردار شهید زمان محمودی (فرمانده گردان)

· شهید عبدالحسین جهانی

· شهید شاپور عباسی

· شهید رسول فخارزاده

· شهید علیرضا دهقانی

· شهید کامران سبزی‌زاده ( اعزامی از اهواز )

· شهید هرمز محمودی

· شهید سید احمد صالحی

· شهید نورمحمد مولایی (اهل افغانستان)

· شهید ایرج جلالی

· شهید شنبه صادقی

· شهید محمدحسین محمودی

· شهید حسین فرضی کاهکش

· شهید حسینقلی کرم‌پور

· شهید حسن شجاعی

· شهید روزعلی سلیمانی (معروف به ارتش تک‌نفره)

· سردار شهید علی‌محمد انصاری (جانشین گردان)

· شهید کوروش خسرویان

· شهید قاسم خدادادی

· شهید غلامعلی مهمدی

· شهید غلام‌عباس نظرپور

· شهید غلامرضا کلاپور

· شهید کوروش بابادی نیاکان

· شهید کامران نظرپور

· شهید عبدالغفور کاظمی بره‌بی‌چاست (مجروح و قطع پا که در اسارت به شهادت رسید)

· شهید صفر لرستانی

· شهید محمد طالبی

· شهید غلام‌آقا نجفی (محل شهادت: سرپل ذهاب)

 . شهید حسین غلامیان (جهادگر اراکی اعزامی از  مسجدسلیمان )

یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.